تبلیغات
تـنـهــ♥ــــایے لیـلا - -2-
-2-
دیشَب خواستگآرـی خوـآهـرجـآن بودِش

مثلـاً میخوـآستـیم استـرس ندـآشتـه بـآشیم و اینکِ یـه دفعـه صدـآ زنگ اومـد

همـه هول هولـی پریـدیـم جلو ـآینـه :)

بعـدش اینکِ اومـدَن حآلـآ پذیـرآیـی بآمـَن بودش بـآیَد جبرـآن کُنِه وـآس مَن{}

موقعـه چـآـی ریختـن استـرس دـآشت شدیـد گفتـم الـآنِ ک بریـزه

بعـد پیشِ همـ نشستیـم حرف مـیزدَن گـوش میکردیـم تـآ اینکِ سوتیـآ

شـروع شُد منو آبجـیم سعـی کردیـم نخنـدیم مثلـاً یِ نمونـش سوتـی بـآبـآم

کِ گفت بـآعث شُد از خنـده برم اتـآق گفـت خـآنوم دختـر

دیگِ الـآن نخنـد کِی بخـند حآلـآ هـی ادـآمـه دـآشت ایـن سوتـییـآ

دوتـآ بچـه ـی شیطـون پروو:|

کوچیکِ میـپرسـه تو میخوـآـی زَن عمـوم بِشـی خنـدَم گرفـت گفتـم نَ عـزیزم

گفت تو کـی میخوـآی شوهـر کُنـی پَس ..میخوـآستـم فرشـو بجواَمـ

بچِه هـم انقـد پروو آخـِه ..حآلـآ عیبـی ندـآره ایـن سرـی از ایـن حرفـآ بزنیـن

گیسآتـونو میکشـم {}

اینـَم از دستـه گلشـون | کلیـک |

[ شنبه 28 شهریور 1394 ] [ 03:37 ب.ظ ] [ لے لے عَڪاس ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب