تبلیغات
تـنـهــ♥ــــایے لیـلا - -26-
-26-
امـروز امتحآن تـآریخ دآشتـیم اینجـآنِب لیلآ هـَم چیزی نخوندِه بـودَمـ =)

دبـیرمون اومَد و همسآیِه هآی گرآمـی رآ جدآ نِشـآند(بچه هآ)

انگآری دآریمـ کنکور میدیـم :| تو کنکور حَتی اینجـوری نمیکنَن ..خلآصِه تو هـَر میز

یِ نفر نشست سوآلآرو دیـدَمـ اونآیی کِ بلـد بودمـ رو نوشتمـ

یعنی در حآلِ حآضـر بندِه از 16 تآ سوآل فکر کنمـ 4تآشو بلد بودمـ

و بعد جـزوء جآن رآ شوت کـردم زیرِ میـز کِ در حآل نوشتـن از جزوء بودمـ کِ یـِک هو

دبیـرمون اومَد مـَن جزوء رو شوت کردمـ تو میز دبیرمـون خَـم شُد خودکآر در دستآنـَم خشـک شُد

و اینگونِه شـُد کِ دبیر برگِـه و جزوء رآ از زیـر دستآنِ پُر مهرمـ کشیـد و اینَک پـآرِه کـرد ^_^

وَ الآن لیلآیـی هَست بـدون جزوء :/

جزوِه جـآن ..؟

یـآدو خآطرت همیشِه در یـآدُ قلب مـَن بآقـی می مآنَد {}

و مـَن الآن در حـآلِ خندِه و شـآدی هَسـتم :)

زنـدِه بآد تَقلـب حآلآ بعضیآ بـَد شآنسن مثِ مـَن دو دوستم و بعضی هـآ خوش شآنسَن

هرچـی بآدآ بـآد ^__^

[ شنبه 15 اسفند 1394 ] [ 01:09 ب.ظ ] [ لے لے عَڪاس ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب